همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این مستند پول موجود در NRA (انجمن ملی تفنگ) را دنبال می کند، طرح نفوذ روسیه را برای کمک به ترامپ برای پیروزی در انتخابات 2016 شرح می دهد، و یک مورد قانع کننده برای اینکه چرا NRA باید وضعیت معافیت مالیاتی خود را از دست بدهد، ارائه می دهد...
«قهوه سایهای» داستانی الهامبخش درباره این است که چگونه کشت قهوه در سایه درختان بومی در مناطق استوایی میتواند تأثیر مثبتی بر جوامع محلی داشته باشد...
داک سورینسن در طول دوران فعالیت هنری خود، جوایز و افتخارات بسیاری کسب کرد. او در سال 2007 جایزه یک عمر دستاورد هنری را از انجمن بینالمللی ترومپت دریافت کرد. سورینسن همچنین در سال 2011 به تالار مشاهیر موسیقی جاز راه یافت. داک سورینسن در 18 ژوئن 2024 در سن 96 سالگی در خانهاش در کالیفرنیا درگذشت.
مواجهه با موجودات فضایی و اشیاء ناشناس پرنده که فراتر از قدرت بیان و درک ما هستند، تصوراتمان را از علم و قدرت ذهنی دگرگون میکنند و تواناییهایی فراتر از درک ما را به نمایش میگذارند.
آماندا واکر، خبرنگار اسکای نیوز در آمریکا، با رایدهندگان آمریکایی در مورد تأثیر دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور طی چهار سال گذشته و شانس او برای انتخاب مجدد گفتگو میکند.
فیلیز یک تبلیغکننده است و به اردو میرود، جایی که دوران کودکیاش در آنجا سپری شده است تا یک ارائه درباره شکلات آماده کند. با این حال، حوادث مرموز در روستا کار را دشوار می کند. داستان جالبی با آمدن دوستان فیلیز شروع می شود...
رهبران کره جنوبی، کره شمالی و ایالات متحده در یک اجلاس برای بحث در مورد مسائل مهم مربوط به کره شمالی و منطقه شبه جزیره کره ملاقات می کنند ، اما هر سه ریس جمهور ربوده می شوند و در زیردریایی هسته ای کره شمالی حبس می شوند ...
سال ۱۹۹۰ بود: سگا، شرکت نوپای بازیسازی، تیمی را برای مقابله با نینتندو، بزرگترین شرکت بازیهای ویدیویی جهان، گرد هم آورد. یک درگیری سرنوشتساز، برادر را در مقابل برادر، سونیک را در مقابل ماریو و سرمایهداری آمریکایی را در مقابل سنت ژاپنی قرار میداد.
"باور کن" به تجلیل از ورزشکارانی میپردازد که با تلفیق تخیل و تعهد، مسیر زندگی خود را به شیوهای منحصر به فرد رقم زدهاند. این ورزشکاران رویاهای خود را میآفرینند و به آنها ایمان دارند.
این فیلم داستان انتظار یک بازیگر جوان را روایت می کند. که از روزی شروع شد که عشق او تصمیم گرفت که رابطه آنها به پایان رسیده است. این فیلم یک ماه پر از امیدها، رویاها، وعده ها، توهمات او را توصیف می کند...
در دوازدهمین ویژه مجموعه مستند هابله، گروهی از بازیگران، افراد مشهور، مدافعان و فعالان درباره مسائل مهمی که مردم لاتین تبار ایالات متحده با آن مواجه هستند، بحث می کنند...
سورا کوروماتانی، ضعیف اما بسیار احساساتی وارد دبیرستان کوزوریو می شود با این امید که آرزوی مادرش برای برنده شدن در مسابقات مدرسه را برآورده کند. ولی، در باشگاه بسکتبال، که به خاطر تخلف جریمه شده، هر کاری غیر از بسکتبال بازی کردن انجام می شود! اعضای باشگاه، موموهارو هانازونو، یک بلاک کننده ماهر که می تواند پاورجامپ کند اما در شوت زنی افتضاح است، و برادر دوقلویش چیاکی، یک گارد راس با استعداد، نیز علاقه شان به ورزش را از دست داده اند. با فقط یک بازی پر از آدرنالین و هیجان، و عشق سورا به بازی، جوانان باز هم به بسکتبال علاقه مند می شوند.
در شهر لیندورم جاییکه هیولاها و انسانها باهم زندگی میکنند ، دکتر گلن یک کلینیک پزشکی فوق العاده رو که مختص دختران هیولایی هست به همراه دستیار ساحره اش ، سپفی اداره میکند. دکتر گلن کار خودش رو به خوبی و با اطمینان انجام میدهد حالا چه این کار دریافت یک پیشنهاد ازدواج توسط یک قنطورس زخمی شده در جنگ باشد یا معاینه کردن زخم یک پری دریایی و یا بخیه زدن زخم های حساس یه گولم گوشتی .اما وقتیکه یک شخصیت ناخوشایند به دنبال دزدیدن تخم یک هارپی است دکتر گلن خونسرد و صبور چه واکنشی نشان خواهد داد؟
کيکِرز (Kickers) اول از هر چيز يک تيم فوتبال است و با وجود اينکه فقط يک تيم مدرسه ايست ، موفقيت چشم گيري نداشته . گرِگور (دايچي کاکِرو) در حالي وارد ميشود که تيم به تازگي يک شکست جانانه را تجربه کرده . با اين وجود ، به کمک گرِگور اوضاع شروع به تغيير ميکند و اين مساله برايشان انگيزه اي ميشود تا تصوير هميشه بازنده تيمشان را عوض کنند . قوي ترين حريفي که انها پيش رو دارند ، دويلز (Devils) است ، که از ابتداي کار گرِگور سعي به برانگيختن اعضا در مقابلشان دارد . هرچند ، همه ي داستان فوتبال نيست . هر وقت که طرفداران دخترِ تيم دست از سر کاپيتانِ تيم ، ماريو (هونگو ماسارو) ، برميدارند ، اعضا معمولا اوقات خود را باهم ميگذرانند و سر خود را به کاري گرم ميکنند .
شاه ” جینپ یه اون” پسری نداشت تا تاج و تختش را به او واگذار کند. بنابراین بزرگترین دخترش ، شاهزاده ” دوک مان” را جانشین قرار داد. ماجرا درباره ی زندگی شاهزاده ” دوک مان” پیش میرود که بعدا به به ملکه سه اون دوک ، اولین ملکه ی “شیلا” مشهور میشود.
رویای سوما یوکیهیرا آن بود که به عنوان یک آشپز تماموقت در رستوران پدرش مشغول به کار شود و از مهارتهای آشپزی پدرش پیشی بگیرد. اما درست زمانی که سوما تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساند، پدرش، جوئیچیرو یوکیهیرا، رستوران را تعطیل کرد تا به سفر بپردازد و در سراسر جهان به آشپزی مشغول شود. اگرچه سوما از این اتفاق بسیار ناراحت شد، اما روحیهی مبارزهجویانهی او با چالشی که پدرش به او پیشنهاد داد، دوباره شعلهور شد: زنده ماندن در یک مدرسهی آشپزی بسیار سخت که تنها ده درصد از دانشآموزان آن میتوانستند فارغالتحصیل شوند. آیا سوما قادر خواهد بود تا در این مدرسهی سخت دوام بیاورد؟
سریال "Criminal: United Kingdom" تمرکزش بر درگیری شدید روانی بین کارآگاهان و مظنونان است. هر 12 داستان در چهار کشور مختلف تشکیل شده و هر یک، در یک مجموعه مصاحبه پلیس اتفاق می افتد.
زمانی که ناظر از (استیو کوگان) می خواهد تا به بهترین رستورانهای کشور سفر کند، او تصور می کند این بهترین آغاز با نامزدش است ، اما وقتی او ترکش می کند، (استیو) جز بهترین دوستش "راب برایدون" کسی را برای همراهی پیدا نمی کند و...
داستان دربارهی پسری به نام هیدا کیزونا می باشد که به درخواست خواهرش به آکادمی دفاعی Ataraxia میرود، در آنجا با دختری به نام شیدوریگافوچی آینه روبهرو میشود که صاحب زره جادویی Zerosu بوده. ناگهان، “آینه” لباسهایش را جلوی هیدا درمیآورد و به او میگوید “نگاه نکن منحرف!” و هیدا پاسخ میدهد که “من منحرفم یا تو؟!”. در این لحظه، ماموریتی از سمت خواهرش به هیدا میرسد. او باید…
دایگو به عنوان پسر گورو به دنیا اومد ، پدری که خیلی عالیه. “دایگو” چه مسیری رو پیش خواهد گرفت؟ ، چه کسی انتظارات بزرگی که در بیس بال وجود داره رو به عهده میگیره؟
عارف و زکریا دو رقیب کبابی در یک کوچه هستن.با اومدن دو ایتالیایی به نام های زولا و چاوی به محله ،زندگی عارف و زکریا زیر و رو میشه. چاوی با عکسی قدیمی در دستش به محله اومده و شروع به گشتن دنبال پدرش میکنه. زکریا و عارف بخاطر این بچه که بعد از سالها سر و کلش پیدا شده نگران میشن. این دو رقیب همیشگی مجبور به همکاری با هم دیگه میشن. در بین تموم این اتفاقا زولا عاشق خوشگلترین دختر محله آزرا میشه؛ در حالی که آزرا با پسر عارف یعنی احمد یه عشق پنهونی رو داره تجربه میکنه. رقابت،عشق،راز ها،تعقیب و گریز؛ ببینیم همه اینها توی این محله کوچیک جا میشه؟
این داستان ماجرای نو ای جونگ (Song Ji-Hyo) مادر مجردی را روایت میکند که 14 سال است به تنهایی از فرزندش مراقبت میکند ، او که از کودکی بدشانس بوده ، به یکباره با 4 مردی آشنا میشود که هرکدام ویژگی خاص خود را داشته و زندگی نو ای جونگ را تحت تاثیر قرار میدهد و…
این سریال ماجرای سئو هیون جو (Hwang Jung-Eum) را روایت میکند ، زنی که در گذشته بخاطر شکست عشقی تلخی که میخورد ، تصمیم میگیرد دیگر هیچ وقت ازدواج نکرده و وارد هیچ رابطه عشقی نشود ، اما پس از آنکه این موضوع را اعلام میکند ، دو اعتراف عاشقانه دریافت میکند که زندگی او را دچار تغییر میکنند و…
هینا سوروگی یه دانش آموز سال اولی توی دبیرستان ساحلیه و خودش رو یک فرد آدم به دور محسوب میکنه. همینطور که داره از لب رودخونه رد میشه، به یه همکلاسی بزرگ تر از خودش، کوروایوا برخورد میکنه که اون رو به کلوب تِیبو دعوت میکنه و هینا شروع به ماهیگیری میکنه! با محاصره شدن توسط هم کلوبی های عجیب غریبش، زندگی دبیرستانی هینا چطور خواهد گذشت؟
سئو گوگ میونگ (Park Sung-Hoon) افسر درجه پنج سرسخت و مستقلیست که بخاطر توانایی اش در انجام دادن هم زمان چندکار ، لقب “مرد شماره یک خوش تیپ” را گرفته است ، اما متاسفانه اخلاق بد او باعث شده که تعداد دشمنانش از دوستانش بیشتر باشد و همچنین لقب “لوسیفر بزرگ” را به خود اختصاص بدهد . از طرفی گو سه را (Nana) که از وضعیت مالی و تحصیلات پایینی برخورد دار هست و در تمامی حوزه های کاری که قبلا شرکت کرده شکست خورده ، با کارهای پاره وقت اوضاع خود را میگذراند ، اما با وجود همه این مسائل او لقب “ملکه شکایات مدنی” را از مردم گرفته چراکه به دلیل فیلمبرداری مداوم از شکایات مدنی در اداره محلی خود مشهور است . زندگی او با اعلامیه نمایندگی شورای مردم دچار تغییر میشود و…
این سریال ماجرای چند زوج را روایت میکند که ساکن شهر جدیدی شده و در آرامش ، زندگی عادی خود را با لذت سپری میکنند ، تا اینکه یک قتل غیرمنتظره اتفاق می افتاد و این صلح را به هم میزند و…
چهار جوان بیکار برای کمک کسی که ندای "نجاتم بده" او را میشنوند میروند و بعدا متوجه میشوند این شخص درگیر یک گروه فرقه مذهبی شده که اونها رو وارد اتفاقاتی غیرمنتظره و عجیب غریب میکند...