همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
راوی معتقد است هیچ چیز ترسناکتر از یک فرد فضول با وقت آزاد زیاد نیست. «آن گئو-اول»، فعال عدالت اجتماعی، پس از سکونت موقت در آپارتمانی، متوجه صدای کوبشهای شبانه میشود که آسایش ساکنان را سلب کرده است. او تصمیم میگیرد عامل این صدا را پیدا کند و در این راه، همسایگانش را نیز با خود متحد میکند.
گروه محبوب کیپاپ IVE، اولین تور جهانی خود را تحت عنوان «SHOW WHAT I HAVE» در سینماها به نمایش میگذارد. این برنامه شامل اجرای دوباره کنسرت سئول است که دربرگیرنده آهنگهای پرطرفدار، گفتگو با اعضای گروه و تصاویری از پشت صحنه سفرهای جهانی آنها میشود.
مگان، مدیر یک شرکت، برای کمک به خواهرش که زندگی پر هرج و مرجی دارد، هیئتی تشکیل میدهد. در این میان، او با یک استاد روانشناسی آشنا میشود که به جنبههای پنهان شخصیتش دسترسی پیدا میکند و رابطهای عاشقانه بینشان شکل میگیرد.
برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
یک کارمند هتل بدبین و کنایهگو در جزیره کوراسائو، در یک حلقه زمانی گرفتار شده و مجبور است هر روز را از نو تجربه کند. زندگی تکراری و ملالآور او با ورود یک ستاره سینمای خوشسیما، به شکل غیرمنتظرهای تغییر میکند. این بازیگر مشهور ممکن است راه حلی برای پایان دادن به این وضعیت غیرعادی و تکرار روزها باشد.
رهبر قبیله مائوری، ند تاپا، دوستان و خانوادهاش را در سفری با کانو در رودخانه وانگانویِ نیوزیلند، که اولین رودخانه دارای شخصیت حقوقی در جهان است، همراهی میکند.
پس از نزدیک به ۲۰ سال، دوربینهای مستند با ورود مخفیانه به تبت، کنترل فزاینده چین بر مردم این منطقه را به تصویر کشیدهاند. فیلمسازان، تحت نظارت شدید پکن و در خطر بازداشت، به افشای شرایط زندگی در این منطقه بشدت تحتمحافظت پرداختهاند.
سه نفر با ورود به بازار پرسود یادگاریهای ورزشی و کارتهای داد و ستد، تغییرات عمیقی را در زندگی خود تجربه میکنند. این امر، پرسشهایی را در مورد ارزش واقعی این کالاها و اینکه چه کسی در این صنعت بحثبرانگیز نقش دارد، مطرح میکند.
آنتو شارپ، تولیدکننده محتوای رسانههای اجتماعی و بازیگر، سعی میکند با استفاده از آموزشهای آنلاین، در طبیعت وحشی بریتانیا زنده بماند و نیازهای اساسی مانند آتش، غذا و پناهگاه را تأمین کند.
ملیسا و اوسانگ دو زن هستند که در بازار سیاه لوازم ج.ن.س.ی به همراه خدمات اضافی می فروشند. زندگی ملیسا زمانی تغییر می کند که دوست پسر قدیمی اش به عنوان مشتری به سراغش می آید و می خواهد دوباره با او باشد.
پیانیستی که به دلیل آسیب دیدگی از نوازندگی بازمانده، در یک دانشگاه موسیقی کرهای با زنی مرموز آشنا میشود. این زن به او انگیزه میدهد تا دوباره موسیقی را دنبال کند و در این راه، رازی درباره تغییر زمان کشف میکند.
استر در مواجهه با لحظات گوناگون زندگی، پی میبرد که عشق واقعی به جایگاه و ثروت نیست، بلکه به اصالت و رشد فردی بستگی دارد. با فاش شدن رازها و خیانتها، او باید بین زندگی دلخواهش و سرنوشتی که دیگران برایش تعیین کردهاند، انتخاب کند. این داستان، روایتگر قدرتمند مسیر بهبودی است.
این برنامه ویژه به منظور گرامیداشت و تجلیل از اجرای بینظیر آنپلاگد اریک کلپتون، تجربهای سینمایی و همچنین امکان پخش آنلاین را برای طرفداران فراهم میآورد تا بتوانند این رویداد تاریخی موسیقی را بار دیگر مرور کنند.
مستند «عکاسان پرواز» به بررسی علاقه روزافزون جهانیان به عکاسی از هواپیماها میپردازد و با نمایش تصاویر زیبا و داستانهای جذاب، مخاطبان را با این هنر و شگفتی پرواز آشنا میکند.
تنها چیزی که ال (Ell) میخواد، اینه که یه قهرمان بیاد و بکشتش تا بالاخره بعد از مرگش بتونه یه زندگی آروم داشته باشه. درست وقتی به نظر میرسه آرزوش داره برآورده میشه، ال به طور تصادفی قهرمانی رو که اومده بود زندگیش رو تموم کنه، میکشه. و یه تغییر کوچیک تو برنامه: اگه قهرمانی نیست که بکشتش، خودش میتونه یکی رو بزرگ کنه! بنابراین، ال اژدها، لافی (Lafi) جادوگر و دینو (Dino) قهرمان نوزاد، تبدیل به یه خانواده غیرمعمولی میشن. اما ال خیلی زود میفهمه که یاد دادن حرکات جنگی به یه نوزاد، سختتر از اونی هست که فکر میکرد!
هیچکس اطرافش نمیدونه که این دختر موخاکستری که بهش لقب «هیولا» (Beast) دادن، یه توانایی خارقالعاده داره که قراره بهزودی حسابی بدرخشه و بره تو صحنه ملی و تبدیل به یه افسانه بشه. بیا باهاش همراه شو تو این ماجرای پرهیجان که دروازههای یه داستان سیندرلایی پر از شور و حال براش باز میشه!
وقتی یه زن به عنوان آتاناسیا (Athanasia)، پرنسس بدشانس رمان «پرنسس دوستداشتنی»، از خواب بیدار میشه، باید این تراژدی رو از نو بنویسه وگرنه اعدام میشه—اونم به دست پدر خودش! شاید گیر افتاده باشه، ولی هوش و حواسش و خاطرات اون دختر محکوم بهش کمک میکنه تا یه پیچ داستانی برای زنده موندن درست کنه. اما وقتی نقشه فرارش به هم میریزه، باید با زیرکی کاری کنه که دوباره اعدامش نکنن.
داستان دربارهی یه دانشآموز دبیرستانی به اسم آکیرا (Akira) هست که میره تو خواب سرد و دویست سال بعد تو دنیایی که جنگ حسابی به همش ریخته بیدار میشه. یه سازمان جدید به اسم اوول (OWEL) حالا مردم رو رهبری میکنه و یه سیستم جدید به اسم «السی» (Elsie) یا همون «ال.سی» (LC) جای ازدواج رو گرفته. وقتی آکیرا بیدار میشه، یه اندروید به اسم یوگوره (Yugure) که خیلی شبیه دوستدخترش توواسا (Towasa) هست جلوش سبز میشه. یوگوره یهو به آکیرا که حسابی گیج شده پیشنهاد ازدواج میده. آکیرا تصمیم میگیره با یوگوره راهی سفر بشه، چون فکر میکنه توواسا هنوز باید یه جایی تو این دنیا باشه.
«میخوام تو دبیرستان غوغا کنم!» رناکو آمائوری (Renako Amaori) که راهنمایی رو تنها بوده، حالا میخواد تنهایی رو بیخیال شه و تو دبیرستان یه شروع باحال داشته باشه. قیافه جدید؟ داره. نگاه جدید؟ یه کم. ولی ادای آدمای پررو و برونگرا رو درآوردن خیلی رو مخه... مخصوصاً وقتی تو وجودت یه درونگرای حسابی هستی و فقط داری نقش بازی میکنی. بعد یه سری دختر میریزن تو زندگیش و همهچیزو زیر و رو میکنن: مای اودوکا (Mai Ouduka) – یه سوپرمدل که انگار از مجله دراومده، آجیسای سنا (Ajisai Sena) – یه دختر مهربون و آروم، ساتسوکی کوتو (Satsuki Koto) – یه قشنگهی سرد و یخی، کاهو کویاناگی (Kaho Koyanagi) – یه دیوونهی بامزه که همهچیزو به هم میریزه. رناکو هر روز داره خودشو جر میده که به زندگی دبیرستانی رویاییش برسه. ولی یهو یکی میگه: «فکر کنم عاشقتم.» «چی؟! مگه قرار نبود فقط رفیق باشیم؟» رفیق جونجونی؟ دوستدختر؟ این دخترا تو یه دنیای پر از احساسات قاطیپاتی گیر کردن، میخندن، اشک میریزن و بازم ادامه میدن. یه کمدی عاشقانهی باحال و پرهیجان از زندگی دخترای دبیرستانی – خودتو برای این شلوغی آماده کن!
موکودا تسویوشی، یک حقوقبگیر معمولی، یک روز ناگهان به دنیای دیگری منتقل میشود. مهارت منحصر به فردی که او پس از ورود به این دنیا به دست می آورد، «بقالی آنلاین» به ظاهر بی فایده است. موکودا در ابتدا دلسرد می شود، اما غذاهای مدرنی که او می تواند با استفاده از این مهارت به دنیای جدیدش بیاورد، تاثیرات باورنکردنی دارد!
این سریال بر مفصلترین دزدیهای واقعی که در طول تاریخ رخ داده است، متمرکز است، مانند سرقت قطار ویلکاکس در سال 1899 تا دزدی در آستانه بزرگ بوستون در سال 1950.
داستان در چین باستان اتفاق می افته. جنگ همه جا سایه انداخته و مردم دونه دونه دارن میمیرن. شین و هیو دو پسری هستن که به خاطر جنگ یتیم شدن و صبح تا شب توی جنگل تمرین میکنن تا بتونن روزی فرمانده ارتش بشن و این جنگ رو تموم کنن. اما یه روز فرمانده شو بونکون هیو رو میبینه و هیو چشمشو میگیره . به اون اجازه میده که به عنوان کلفت توی قصر خدمت کنه. اما بعد توی قصر درگیری ای پیش میاد و هیو زخمی میشه و فرار میکنه و نقشه ای رو به شین میده و ماجراجویی شروع میشه
داستان درباره کویو (Kōyō Kotesashi)، یه پسر جوونه که میخواد دکتر ورزشی بشه. اون تو دبیرستان دانشگاه سیها، که به خاطر تیمهای ورزشی قویش معروفه، متخصص ماساژ میشه.
یک روز یک ویروس ناشناخته روی زمین ظاهر میشه و دنیا به فاجعه کشیده میشه. حیوانات آلوده تبدیل به هیولاهای ترسناک و وحشی میشن. وقتی که بشریت با نابودی مقابله میکنه، دیوارها و شهرهایی رو میسازن که از بازمانده انسانها محافظت کنه.
شی هائو یک نابغه موهبت داده شده از سوی بهشت است که در دنیای بی همتایی که قبیله ها برای بدست آوردن قدرت بایکدیگر می جنگند در فقر به دنیا آمده است، هرچند قبیلهاش گذشته مرموزی دارند اما تمام تلاش خود را برای تبدیل شدن او به فرد نابغه ای که در تقدیرش است می کنند، ماجراهایی که با جنگیدن با هیولاها و افراطی های پلید و کشمکش بر سر قدرت با قبیله های دیگر دارد باعث می شود تا او سر از سرزمین های ناشناخته در آورد، تا تبدیل به شخصیتی شود که حقیقتا می تواند دنیا را تکان دهد.
Nana Futami، مانگاکای تازهکار، در یک دفتر نشر پر از شخصیتهای عجیب و دوستداشتنی کار میکند. با حمایت ویراستار و دستیارش، او تلاش میکند تا مانگای شوجوی موفقی خلق کند. اما خیالپردازیهای شدیدش باعث بروز موقعیتهای طنزآمیز و احساسی در محیط کار میشود. این انیمه نگاهی گرم و انسانی به دنیای خلق مانگا دارد.
لونا ایشیکاوا (Luna Ishikawa) یک خونآشام تاریک و مرموزه—یا حداقل دوست داره همکلاسیهای جدیدش اینطور فکر کنن. واقعیت اینه که، هرچند ممکنه یکی از اون خونآشامهای نهچندان افسانهای باشه، واقعاً به هیاهوش نمیرسه. قدش کوتاهه و دستوپاچلفتیه، و حتی نمیتونه خون درست بمکه! پس وقتی همکلاسیش تاتسوتا اوتوری (Tatsuta Ootori) مشکل کوچیک «نوشیدن»ش رو کشف میکنه، نمیتونه کمک نکنه. آیا میتونه لونا رو از اون حیوان کوچولو و ترسویی که هست به یک موجود ترسناک شب تبدیل کنه؟!
به فارسی : "مستاجر عمارت وایلدفل" (برگرفته از رُمان "آن برونته" شاعر و نویسندهٔ انگلیسی با همین نام) سریال در مورد یک بازیگر زن مرموز به نام "تارا فیتزجرالد" است که به همراه پسره جوانش به عمارت قدیمی وایلدفل (قرن نوزدهم - مربوط به دوره ملکه الیزابت) راهی میشوند ، تارا تصمیم دارد که به همراه پسرش در آنجا تنها زندگی کند ، ولی همسایه های تارا قصد دارند تا او را تنهایی در بیارند..
این یه کمدی اکشن معرکه است، داستان ما با جوانی به اسم سایتاما شروع میشه یک "حد وسط" با یک زندگی ساده، سری کچل، و هیکلی نا میزون !!! ولی اون طوری که شما فکر می کنید اون یه آدم عادی نیست اون یه ابرقهرمانه که وظیفه ی سنگین نجات دنیا را به عنوان بخش سرگرمی و در اوقات فراغت زندگیش به دوش داره و البته تو این سرگرمی با مشکل بزرگی رو به رو شده... هر موجودی در مقابلش قرار می گیره با یک مشت و فقط یک مشت از پا درمیاد و اون داره از این قضیه دیوانه میشه!!! با این وجود تسلیم نمیشه و امیدوار ادامه میده تا بلاخره روزی حریفی پیدا کنه تا اون را به چالش بکشه و تو این راه با قهرمان های دیگه ای آشنا میشه و یه داستان کمدی با کلی حادثه ی غافلگیر کننده رغم می خوره!.....
زوجدرمانی دنیایی پنهان را آشکار میکند: روابط دیگران. این سریال، به دور از کاریکاتورهای رئالیتیشو، یک مستند واقعی است که بینندگان را به تجربهای اصیل و عمیق از درمان هفتگی با چهار زوج میبرد.
وقتی بهترین دوست ساتو، هیمه، به او می گوید که او در حال حرکت است، او تصمیم می گیرد دنبال کند. پس از بهم ریختن عروسی او در دنیایی دیگر، او به عنوان داماد به پایان می رسد که ناگهان او را می بوسد. Prophecy بیان می کند که سرنوشت شوهرش به عنوان پادشاه حلقه خواهد بود: قهرمانی با قدرت بسیار زیاد که جهان را از دست پادشاه ابیسال نجات خواهد داد.
سمارا «سم» یانگ (Samara “Sam” Young) یک توسعهدهنده تو لسآنجلس هست که داره با اولین بازی ویدئوییش، رومینیت (Ruminate)، به آرزوهاش میرسه. البته تا وقتی که یک استریمر محبوب به بازی یک نقد خیلی تند میده. بدتر از اون، سم متوجه میشه که این منتقد دردسرساز حالا همسایه جدیدشه!
رایان سرهانت، غول املاک و مستغلات، یکی از بزرگترین شرکتهای نیویورک را رهبری میکند و ضمن رسیدگی به گرانترین لیستهای املاک، نمایندگان خود را به سمت عظمت سوق میدهد.