همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان فیلم درباره گروهی از لهستانیهای شجاع هست که در جنگ جهانی دوم در آسمان انگلستان جنگیدند، اما نه فقط برای حفظ انگلیس از دست آلمانها، بلکه برای حفظ خاطره و ارزشهای کشور خود…
داستان این مستند در مورد سه مرد می باشد که از دست خانواده های سخت گیر خود در شهر Rust-Belt فرار می کنند. با فرار از خانواده آن ها می بایست با مسئولیت های بزرگسالی روبرو شوند مسئولیت هایی که رابطه ی دوستانه سیزده ساله ی آن ها را تهدید میکند…
پادشاه سالمند و مُسن رمانی وقتی به دختران فاسد و فریبخوردهاش رحم میکند و آن دختری که از همه سالم تر و صادقتر است از خود میراند، دچار دردسری بزرگ میشود که...
در سرزمین ایولف، مردم دیگر بزرگ نشده و صدها سال عمر میکنند. اما هنگامی که جنگی سخت در این سرزمین به وقوع میپیوندد ، نوجوانی به نام ماکیا تلاش میکند تا از سرزمین خود فرار کند و بدون خانه در جنگلی تاریک تنها میماند. در این بین او با اریال آشنا میشود که والدینش را از دست داده و به نگهبان او تبدیل میگردد. این انیمیشنی به داستان این دو نوجوان میپردازد، هنگامی که اریال بزرگ شده درحالی که ماکیا تغییری نمیکند و…
قهرمان المپیک و جنگ جهانی دوم، لوییس زمپرینی که مرتبا دچار کابوسهایی از تجربیات وحشتناکش میشود، با زن جوانی به نام سینتیا اپلوایت آشنا میشود که به همسرش تبدیل میشود. شیاطین شخصی زمپرینی به زودی به تهدیدی برای از بین بردن ازدواجش تبدیل میشوند تا اینکه او سخنان انرژیبخش بیلی گراهام را در سال 1949 میشنود. او ایمان نوظهور مسیحی خود را در آغوش میگیرد و با بخشیدن کسانی که به او ستم کردند و گسترش دادن پیام صلح و عشق، شروع به دگرگون کردن زندگیاش مینماید.
داستان این قسمت از مجموعه پادشاه عقرب درباره زنی به نام تالا است که با پادشاه عقرب متحد میشوند تا گنجینه ای به نام کتاب ارواح را پیدا کنند تا با آن فرمانده شیطان را نابود کنند و…
دبیرستانی در حال فروپاشی است، دانشآموزان این مدرسه آنطور که باید عملکرد خوبی ندارند و فعالیتهای آکادمیکی در آنها به چشم نمیخورد. هنری چن که با نام برادر بزرگتر شناخته میشود، یک معلم است که مهارتهای زیادی در فنون رزمی دارد و سعی دارد تا امید را با روشهای آموزشی غیرمعمولش بازگرداند. اما هنگامی که پیشرفتی در عملکرد دانشآموزان حاصل میشود ، وی با کارآفرینی خبیث درگیر میشود که با فرستادن گروهی از جنجگویان سعی دارد تا مدرسه را تصاحب کند و…
داستان این فیلم دربارهی فردی مرموز به نام کیت است که به درخواست پدر در حال مرگش تصمیم میگیرد در مهمانی خواهرش که برای او مانند یک غریبه هست ، شرکت کند. اما هنگامی که مهمانی شروع میشود ، اتفاقاتی ترسناکی رخ میدهد که افراد آنجا باید برای نجات جان خود مبارزه کنند و…
داستان فیلم درباره مردی به نام جو (نیکولاس کیج) است. او راننده کامیون است و بعد از دست دادن همسرش آدم گوشه گیری شده تا زمانی که با زنی به نام جولی آشنا میشود و…
داستان فیلم در مورد مردی سیاه پوست به نام “کالین” (با بازی دیوید دیگوس) می باشد که سه روز نهایی محاکمه اش را سپری می کند. او شاهد تیراندازی یک افسر پلیس به مظنون در حال فرار بوده است و همین موضوع باعث ایجاد دردسر برای او می شود. او به همراه دوست دوران بچگی اش مایلز، کار جا به جایی وسایل را انجام می دهند و با وجود موانعی که جامعه برای دوستی آن ها ایجاد می کند، با این حال باز هم سعی دارند این رابطه ی دوستانه را حفظ کنند و…
گروهی ماجراجو در یک فستیوال فیلمهای ترسناک شرکت میکنند. اما هنگامی که شرکتکنندگان این فستیوال میمیرند ، افراد این گروه که اطلاعات زیادی دربارهی فیلمهای ترسناک و شکست دادن شخصیتهای خیبث و مخوف دارند ، باید با استفاده از تواناییهای خود با این موجودات مبارزه کرده و نجات پیدا کنند و…
در یک شهر کوچک ساحلی، دو دختر دانش آموز توسط یک مرد میانسال در یک متل مورد آزار قرار می گیرند. میا، یک نوجوان که در آن شب در حال انجام کارش بود، تنها شاهد ماجراست و به خاطر ترس از دست دادن شغلش، تصمیم می گیرد که سکوت کند.
داستان درباره ی پدری مجرد به نام فرانک است که فروشگاه ضبط صدا و موسیقی دارد. او در تلاش است تا دخترش سم را به دانشگاه بفرستد در حالی که مجبور می شود مغازه اش را جمع کند و تصمیم می گیرد که به همراه دخترش آهنگی را بسازند و…
یو آیاسه (Yu Ayase)، پسر یه بازیگر معروف که دیگه در قید حیات نیست، آدم خیلی معمولیه. وقتی دوست مادرش دعوتش میکنه که باهاش زندگی کنه، یو شوکه میشه چون میفهمه قراره با سه خواهر نابغه که هم قشنگن و هم استعداد دارن، همخونه بشه. این سه تا تو مدرسه جدیدش به اسم سه امپراتور معروفن و حسابی قدرت دارن. آیا یو میتونه دل این خواهرای سرد رو به دست بیاره و آرزوی مادرش برای یه خانواده خوشحال رو عملی کنه؟
میکو کورونو همیشه آرزو داشته با استریم روی یوتیوب و اینجور پلتفرما پول دربیاره. حالا که تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده، وقتشه این رویا رو واقعی کنه. با اسم «نکرونومیکو» شروع به استریم میکنه و یه دعوتنامه برای یه بازی ویآر خفن میگیره که جایزهش یه میلیون ین پوله! یه برد اولیه نه تنها کلی پول براش میاره، بلکه باعث میشه با رقیبش کانا کاگورازاکا توی «بازی اصلی» شرکت کنه، جایی که بهترینا باید با یه نمایش ترسناک کیهانی رقابت کنن. ولی یه چیز عجیب اینه که یکی از دشمنا قیافهی مایو، دوست بچگیش، رو داره که الان تو بیمارستان بیهوشه. تازه، اگه این بازی ترسناک رو ببازه، ممکنه واقعاً برای همه تموم بشه...
ناکومو کیایچیرو، که قبلاً کارآگاه معروفی بود، حالا تو میانسالی با گوشیهای هوشمند و زندگی امروزی کلافهست. داره یواش یواش کنار میکشه که یه دفعه ماشیرو، یه دختر دبیرستانی پرجوش و خروش، میاد سراغش و میخواد شاگردش بشه. کیایچیرو که دیگه حسابی از مد افتاده و به روشهای قدیمی عادت داره، با انرژی این دختر دوباره وارد دنیای کارآگاهی میشه. حالا این دوتا کارآگاه که زمین تا آسمون باهم فرق دارن، دارن روی یه پرونده کار میکنن!
یه موجود فضایی شبیه گربه از یه کهکشان دور، مومو (MuMu)، میرسه به زمین. هدفش اینه که در مورد فناوری لوازم خانگی زمینیها یاد بگیره تا بتونه فناوری گمشده گونهشون رو برگردونه. شخصیت اصلی، ساکوراکو (Sakurako)، زندگی دانشگاهی معمولیای داره، اما همه چیز با اومدن مومو عوض میشه! چیزی که با یه همخونه شدن غیرمنتظره شروع میشه، زود تبدیل به یه طوفان از اتفاقات پرآشوب میشه. تعامل بین ساکوراکو و مومو منجر به یه ماجراجویی فوقالعاده جذاب، پر از لوازم خانگی، و کمدی گربهای میشه.
سریال کرهای Love, Take Two محصول ۲۰۲۵، داستانی گرم و احساسی درباره مادر و دختری است که هر یک در نقطهای از زندگیشان به دنبال معنای واقعی آزادی، عشق و هویت میگردند. لی جیآن، مادر سختکوش و مستقل، پس از سالها فداکاری برای دخترش، ناگهان با گذشتهای روبهرو میشود که هنوز در دلش زنده است. در سوی دیگر، دخترش لی هیوری از فشارهای زندگی شهری فرار میکند و در یک روستای ساحلی با مردی متفاوت آشنا میشود که نگاهش به زندگی را دگرگون میکند. این سریال با فضایی لطیف، طنزهای ظریف و روابط انسانی پیچیده، درباره دومین شانسها در عشق و زندگی حرف میزند.
در دل دنیای پرتنش و پیچیدهی حقوق، سریال Beyond the Bar داستان وکیلی جوان و آرمانگرا را روایت میکند که وارد یکی از معتبرترین شرکتهای حقوقی میشود. با وجود چالشهای کاری، فشارهای اجتماعی، و برخورد با شخصیتهایی متفاوت، او قدم به قدم مسیر رشد حرفهای و شخصیاش را طی میکند. این سریال با فضای احساسی، شخصیتپردازی قوی، و درگیریهای حقوقی جذاب، تجربهای الهامبخش و تماشایی برای علاقهمندان به درامهای کرهای و داستانهای دادگاهی فراهم میکند
درامی ورزشی و انگیزشی، The Winning Try داستان یک ستاره سابق راگبی را روایت میکند که پس از سقوط حرفهایاش، به دبیرستان قدیمیاش بازمیگردد تا مربیگری تیم راگبیای را برعهده بگیرد که در پایینترین ردهها قرار دارد. با وجود چالشهای شخصی و تیمی، او تلاش میکند تا روحیهی بازیکنان را احیا کند و آنها را برای شرکت در جشنواره ملی آماده سازد. این سریال با تمرکز بر کار تیمی، رشد فردی، و قدرت رستگاری، تجربهای الهامبخش و پرانرژی از ورزش، دوستی، و امید ارائه میدهد.
این سریال از شب دوشنبه راو تا رسلمانیا، پشت صحنه همراه سوپراستارهای دابلیو دابلیو ای و کارکنان میشه و نشون میده چطور بزرگترین رویدادهای شرکت رو به واقعیت تبدیل میکنن.
جانگ بونگ هوان ، مردیست که به عنوان سرآشپز در کاخ آبی رییس جمهور کار میکند ، اما زندگی او وقتی دگرگون میشود که با هویت زنی به نام کیم سو یونگ (Shin Hye-Sun) در دوران چوسان از خواب بیدار میشود ، او تمام تلاشش را میکند به زندگی واقعی خود برگردد اما موفق نمیشود و دست سرنوشت باعث میشود که او ملکه شاه فعلی چوسان یعنی چئول جونگ (Kim Jung-Hyun) شود و این درحالیست که شاه باطن قوی و قدرتمند خود را پشت چهره آرام و بی خیالش مخفی کرده است و خود فرد دیگری را دوست دارد و از این ماجرا باخبر نیست که توطئه های فراوانی برای به قتل رساندن او درحال شکل گیریست تا اینکه…
هشت دختر تو مدرسه راهنمایی اوراوا (Urawa) توی سایتاما (Saitama) درس میخونن: اوساگی (Usagi)، توکیوا (Tokiwa)، مینامی (Minami)، ساکورا (Sakura)، میدوری (Midori)، کوجیکا (Kojika)، سایکو (Saiko) و میسونو (Misono). هر کدوم یه جور خاصن و زندگی مدرسهایشون پر از شادی و هیجانه.
درحالی که نیمهشب مشغول قدمزنی بود صدایی اسرارآمیز توجه او را به خود جلب میکند و به سوی صدا روانه میشود. «آی اوتو»، دختری 14 ساله با دنبال کردنِ صدا یه تخممرغ پیدا میکنه. صدای موردنظر با لفظی مجابکننده خطاب به «آی» میگوید: «اگر خواهان تغییر آینده هستی، فقط کافیه همین الان تصمیم بگیری. حالا، به خودت باور داشته باش و اون تخممرغ رو بشکن.»
داستان سریال دربارهی کودکانیه که توسط والدینشون رها شدن و حالا در مسیر انتقام و بقا قدم میذارن. شخصیت اصلی، کیم آه-هیون (با بازی وون جینآه)، دختریه که بعد از بازگردانده شدن توسط خانوادهی فرزندخواندهاش، زنده میمونه و رهبری گروهی از کودکان آسیبدیده رو بهعهده میگیره
در منطقه سوچو-دونگ، ساختمان هیونگمین میزبان دفترهای حقوقی کوچکیست که در هر طبقهاش پراکنده شدهاند. در میان آنها، پنج وکیل پایهیک کار میکنند: جو-هیونگ با دیدگاهی بدبینانه و نه سال سابقه، مون-جونگ بیخیال و آسوده، سانگ-گی مستقل، چانگ-وون پرحرف، و هویی-جی تازهواردی پرانرژی. درست مثل سایر کارمندان اداری در سوچو، هر صبح با مترو سر کار میروند و از همان لحظهی ورود، ثانیهشماری برای وقت ناهار را آغاز میکنند. گاهی با هم جر و بحث میکنند و چندان مهربان نیستند، اما سر یک میز غذا میخورند و از درونیترین افکارشان حرف میزنند. لحظههای بزرگ عدالت یا غافلگیریهای دراماتیک در کار نیست؛ اما لحظههای پرتنش وجود دارند، و لحظههای شاد. با خندههای زیاد و گهگاه اشک، این روایت پنج وکیل جوان است که در فراز و نشیب زندگی نهتنها در حرفهشان، بلکه بهعنوان انسان رشد میکنند.
لی شی جون (Shin Ha-Kyun) روانپزشک مهربانیست که نسبت به کار و شغلش ، اشتیاق فراوانی داشته و برای درمان بیماران و خوشحال کردن آن ها تلاش میکند ، از طرفی هان وو جو (Jung So-Min) یک سوپراستار در حیطه موسیقیست و با عشق فراوانی که به شغلش دارد ، مدام درحال پیشرفت برای بالا بردن استعداد خود در این زمینه است و…
"گرداب"، آخرین ناحیه کاوشنشده، مجموعهای غولپیکر و هولناک از غارهای تو در تو است که گنجینههای کهن و مخلوقات رازآمیز را در دل خود جای داده است. تنها دلاورترین جویندگان نام میتوانند به ژرفای آن راه یابند و از این رو، به لقب "کاوشگران مغاک" مفتخر میگردند. در تاریکیِ اعماق گرداب، دختری به نام ریکو، ناگهان با روباتی انساننما که سیمایی پسرانه دارد، مواجه میشود. ریکو که شیفته افسونِ گرداب شده، به همراه یار نویافتهاش، به سرزمینهای بکر و ناشناخته قدم میگذارد تا پرده از اسرار نهفته آن بردارد. اما چه سرنوشتی در دل سیاهی، چشم به راهشان است؟
دو سامورایی جنگجو به نامهای موگن و جین، با دختری 15 ساله به نام فوو ملاقات میکنند. فوو جنگجویان را در یک سفر به چندین مکان مختلف ژاپن برای یافتن ساموراییای که بوی آفتابگردان میدهد، رهبری میکند. این سه شخصیت منحصربهفرد نمی دانند که سرنوشت آنها را به کجا خواهد برد.
داستان این انیمه کمدی رمانتیک با چاشنی جسارت، حول محور ایتا (Eita)، دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر و شیفته رباتهای مکا میچرخد که عاشق ماکینا (Makina)، محبوبترین دختر مدرسه است. وقتی ایتا ماکینا را جلوی در خانهاش میبیند، دستپاچه میشود، بهویژه وقتی ماکینا رازش را فاش میکند: او یک ربات است و از ایتا میخواهد مخفیانه تعمیرش کند. ماکینا فوراً سعی میکند به ایتا نزدیک شود، اما ایتا باید هم خودش را کنترل کند و هم راز ماکینا را پنهان نگه دارد.
گرچه برای خوشمشربی و دستاوردهای علمیش مورد تحسین قرار میگرفت، دانشآموز دبیرستانی کیوکو هوری وجه دیگهای از خودش رو پنهان میکرد. با والدینی که اغلب برای کار از خونه دورن، هوری مجبوره از برادر کوچکترش مراقبت کنه و کارای خونه رو انجام بده، براش هیچ فرصتی برای معاشرت جدا از مدرسه باقی نذاشته بودن. در همون حال، ایزومی میامورا به عنوان یه اوتاکوی عینکی متفکر دیده میشه، هرچند در واقعیت اون یه آدم مهربونه که توی درس خوندن بیعرضه است. به علاوه اون نه تا پرسینگ مخفی پشت موهای بلندش و یه تتو در امتداد کمر و شونه چپش داره. خیلی اتفاقی، هوری و میامورا به همدیگه برخورد کردن...
خاور دور، ۲۰۷۱. قلمرو خدایان دیوانه. در اوایل دهه ۲۰۵۰، سلولهای ناشناختهای به نام «سلولهای اراکل» شروع به مصرف بیکنترل همه زندگی روی زمین میکنند. اشتهای بیحد و حصر و توانایی سازگاری شگفتانگیز آنها ابتدا ترس، سپس تحسین و در نهایت نام «اراگامی» را به آنها میدهد. در برابر یک دشمن کاملاً مقاوم در برابر سلاحهای معمولی، تمدن شهری فروپاشیده و هر روز بشریت بیشتر و بیشتر به سوی انقراض سوق داده میشود. یک پرتو امید تنها برای بشریت باقی مانده است. پس از توسعه «خدایان آرک» - سلاحهای زنده که سلولهای اراکل را در خود جای دادهاند - حاملان آنها به یک نیروی نخبه سازماندهی میشوند. در یک جهان که توسط خدایان دیوانه ویران شده است، این «خورندگان خدا» یک جنگ ناامیدانه را انجام میدهند…