همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
ر یک سیاره بیابانی، جرد-سین، یک جنگ سالار، سعی دارد یک قبیله جهشیافته را متقاعد کند که او مسیحای آنهاست. او میخواهد قدرت نامحدودی را که در یک کریستال پنهان است، به دست آورد. دوگان، جنگجو، و دیانا، کاوشگر، برای متوقف کردن او تلاش میکنند...
تالی که چند داستان کوتاه دارد، به عنوان یک کپی رایتر تبلیغاتی کار می کند اما آرزوی نوشتن یک رمان را دارد. با این حال، او به دلیل عادت بیش از حد به نوشیدن مشروب، سیروز کبدی دارد...
برادران دوقلو با نام مستعار «آب» و «قدرت» از خیابانهای سخت خراشیده شرق لسآنجلس مانند شاهزادهها در ردههای سیاسی و پلیسی شهر بالا میروند تا به بازیکنان شبکه پیچیده و خطرناکی از قدرتمندان و فاسد لسآنجلس تبدیل شوند...
داستان چند نسل از یک خانواده به نام پیچاندا (۱۸۸۷-۱۹۱۷) به تصویر کشیده میشود که زندگی آنها با ساختار یک کندوی زنبور عسل مقایسه شده است. در این مقایسه، ملکه زنبور نماد ریشهها و سنتهای خانوادگی است و خانواده پیچاندا در طول زندگی خود با مسائلی چون عشق، کار، بحران و جنگ روبرو میشود و مرز بین واقعیت و رویا در زندگی آنها در هم تنیده است.
داستان با تلاش پسری آغاز میشود که قصد دارد دختری را که در یک مهمانی دیده، به خود علاقمند سازد؛ اما دختر به او توجهی نمیکند. داستان با یک مکالمه طولانی و جالب بین آنها ادامه پیدا میکند و ...
«ریچ» (اوون ویلسن) و «فرد» (جیسن سادیک) دو دوست صمیمیاند، و هردو چندین سال است که ازدواج کرده اند. اما وقتی که این دو مرد در خانه از خود بیقراری و بی حوصلگی نشان می دهند، همسرانشان تصمیم میگیرند تا یک هفته به شوهرانشان اجازه دهند تا هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند، بدون اینکه مورد مواخذه یا کوچکترین سوالی قرار بگیرند. این موضوع در ابتدا شبیه یک رویا برای ریک و فرد می باشد. اما آنها به زودی متوجه می شوند که رویایی که آنها از زندگی مجردی داشتند به طور فاحش و البته خنده داری با جهان واقعیت فرق دارد...
اندی و لنا برای اینکه دوباره همدیگر را پیدا کنند، تصمیم می گیرند آخر هفته طولانی را در یک کلبه تعطیلات در کوه های استایرا بگذرانند. هنگامی که اندی صبح روز بعد لنا را بدون هیچ اثری گم شده می بیند ، اوضاع تشدید می شود..
کین در زندان اغلب توسط کسانی که میخواهند خودی نشان دهند، به چالش کشیده میشود. بعدها به کین فرصت داده میشود تا با بچههای محله، از جمله پسر خودش، صحبت کند تا آنها به زندان نیفتند.
بیل (آنتونی هاپکینز) مردی است که از طلاق و از دست دادن حضانت پسرش بسیار ناراحت است. بنابراین، وقتی یکی از دوستانش توسط همسرش برای طلاق شکایت میکند تا او بتواند وارد یک رابطه شود، بیل تصمیم میگیرد به دوستش کمک کند تا حضانت پسرش را به دست آورد...