همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
والدین میکلوس فنوی به کشور کمونیستی مجارستان بازگشته و در مرکز شهر ساکن شدند ، در حالی که همه مردم از آنجا فرار کرده یا در حال فرار به کشورهای غربی و مخصوصاً ایالات متحده اِمریکا میباشند. برای میکی جوان، آمدن از کشور آزادی مثل اِمریکا و ورزشهای لذت بخش و پوشیدن لباسهای تابستانی سبک هاوایی به همچین جایی که مملو از شورش و نزاع است و دستخوش دیکتاتوری نظام است ،کار راحتی نیست..
در سال 1915، یک پیمانکار در حال سفر به پوساداس به دنبال کارکنان جدید بود. در میان موسیقی و نوشیدنی در یک بار و حمل شده به آسیاب. او را یک دکتر مست و دخترش همراهی می کنند...
یک دختر فقیر توسط یک پسر پولدار سرزنش می شود. دختر برای بازگشت به موفق و ثروتمند شدن شهر را ترک می کند. پسرعاشق او می شود اما برادرش قبلاً عاشق دختر شده و ...
یک دختر جوان که از خانه فرار کرده بود، با یک سرباز جنگ خلیج فارس بی خانمان آشنا شد. این سرباز که از جنگ آسیب دیده بود، به دختر کمک کرد تا زندگی خود را دوباره بسازد و امید را به او بازگرداند.
بازماندگان آسیب دیده یک اتوبوس ربایی مرگبار گرد هم می آیند و برای غلبه بر نفس آسیب دیده خود به یک سفر جاده ای می روند. در همین حال یک قاتل زنجیره ای در حال آزاد شدن است....
در ۴۳ سالگی، مایکل به آلزایمر زودرس مبتلا میشود. با محو شدن خاطرات، او از طریق یک راهنمای معنوی چروکی و عشق جیمز، مردی که همسرش میشود، شفا مییابد. عشق از زمان قویتر است.
سارا راسل، دانشجوی 23 ساله مشتاق دانشکده پزشکی، برای به اشتراک گذاشتن برخی اخبار مهم با خانواده اش دیدار می کند، اما در عوض با دوره سختی از گذشته خود مواجه می شود...
داستان عشق و رفاقت در دوران استبدادی آپارتاید . به تصویر کشیدن فراز و نشیب های زندگی سه شخصیت اصلی در آفریقای جنوبی و پیچیدگی های زندگی آنها در طول سالیان دراز و پر وحشت...
یک برادر سختگیر در مهمانی تصمیم می گیرد نوزادی را که صبح روز بعد از شب بدرفتاری هایشان در دوره تحصیلی، یک نوزاد را که در راه ورودی خانه شان پیدا کرده اند، به عنوان عضو جدیدی بپذیرند...